شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۲۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به از عشق و گدایی منصب و جاهی نمی‌دانمگدای عشقم و خود را کم از شاهی نمی‌دانم
۲
نیم از زور بازو کوهکن لیکن چو کار افتدبه پیش همت خود کوه را کاهی نمی‌دانم
۳
به سوی مقصد ای خضرم خدا را رهنمایی کنغریب و بی‌کس و سرگشته‌ام راهی نمی‌دانم
۴
نکردی باخبر یار مرا از حال زار منچرا امشب دگر ای ناله کوتاهی نمی‌دانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth