خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از درت امروز و فردا ای دلارا می رومگر نرفتم از درت امروز فردا می روم
۲
طاقت و عقل و شکیب و صبر و هوش و جان و دلمی گذارم جمله را پیش تو تنها می روم
۳
نیست پای رفتنم گاه وداع از پیش توهمچو شمع استاده ام در گریه اما می روم
۴
تا کجا آخر رسد کارم از این رفتن که منبا دلی و یک جهان حسرت از اینجا می روم
صفحهٔ ۱ از ۲