خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از لطف نمی بینی سویم چه خطا کردمجز آنکه جفا دیدم جز آنکه وفا کردم
۲
گفتی ز غمم جایی کردی به کسی شکوهاین حرف کرا گفتم این شکوه کجا کردم
۳
درمان چو نشد حاصل بر مرگ نهادم دلیکچند دگر گیرم بیهوده دوا کردم
۴
شاید که به صد خاری در خون کشیم آریعشق چو تو خونخواری انکار چرا کردم
صفحهٔ ۱ از ۲