خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخت جنت قدت طوبی است گفتمحدیثی خوب و حرف راست گفتم
۲
رخش را چون نگویم روز عید استکه زلفش را شب یلداست گفتم
۳
بگو گفت آنچه نازیباست در منبجز خویت همه زیباست گفتم
۴
به جانی می خری بوسی ز من گفتمرا در سر همین سود است گفتم
صفحهٔ ۱ از ۲