خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند از دست تو سوزد جان منرحم کن بر جان من جانان من
۲
جان من درد تو و داغ تو چندبر دل من باشد و بر جان من
۳
دامنم پرخون دل شد بسکه ریختخون دل از دیده در دامان من
۴
شرم بادم زین مسلمانی که بردنامسلمان کودکی ایمان من
صفحهٔ ۱ از ۲