شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۲۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشم بسایه ات ای سرو نازپرور منمباد کم نفسی سایه ی تو از سر من
۲
چنین که محو جمال توام نمی دانممنم مقابل تو یا تویی برابر من
۳
قدم به کلبه ی من نه که رشک خلد شودسرای تنگ من و کلبه ی محقر من
۴
چه ساقیی تو که پیوسته از می لطفتپر است ساغر غیر و شکسته ساغر من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth