خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیندیش ای پسر از آفت چشم بداندیشانبپوشان روی خوب خویش از چشم بد ایشان
۲
به حال زار من گاهی نگاهی باز خوش باشدکه خوش باشد نگاهی گاهی از شاهان به درویشان
۳
وفا ورزیدم و آن را هنر پنداشتم عمریندانستم هنر عیب است در کیش جفا کیشان
۴
نرنجم گر به جای من بد اندیشد بداندیشیکه جز اندیشه ی بد نیست آیین بداندیشان
صفحهٔ ۱ از ۲