خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن می که هست آّب خضر شرمسار از آنساقی بیا و یک دوسه ساغر بیار از آن
۲
این نیم جان که هست مرا سود با منستگیری بهای نیم نگه گر هزار از آن
۳
گفتی کنم بزخم دگر کار تو تمامزحمت مکش دگر که گذشته است کار از آن
۴
بر مهر و ماه گر گذری با چنین جمالگیری شکیب ازین و ربایی قرار از آن
صفحهٔ ۱ از ۲