خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد چو شب روزم سیاه از دست توآه از دست تو آه از دست تو
۲
خون من تنها نمی ریزی که ریختخون چندین بی گناه از دست تو
۳
گفتی آهت دمبدم از دست کیستگه ز دست بخت گاه از دست تو
۴
دست افشان رفتی و بر باد رفتکوه صبر من چو کاه از دست تو
صفحهٔ ۱ از ۲