خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خوی بد ای دلبر بدخو که تو دارینیکو نبود با رخ نیکو که تو داری
۲
نه رنگ وفاداری و نه بوی مروتحیف از گل رو ای گل خودرو که تو داری
۳
طبع تو بسی نازک و خوی تو بسی تندفریاد ازین طبع و از این خو که تو داری
۴
نه روی تو دارد گل نه موی تو سنبلدارد که چنین روی و چنین مو که تو داری
صفحهٔ ۱ از ۲