خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به غیر آن ماه را بیمهر با من مهربان کردیخلاف عادت خودکردنی ای آسمان کردی
۲
نهادی داغ هجرم بر دل و از دیده ام رفتیدلم را خون چکان و دیده ام را خونفشان کردی
۳
مشو از حرف بدگو بدگمان وز در مران ما راکه عمری آزمودی روزگاری امتحان کردی
۴
بعشوه طاقت جان و تن شیخ و صبی بردیبغمزه غارت دین و دل پیر و جوان کردی
صفحهٔ ۱ از ۲