شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۳۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در چمن جلوه گر ای سرو قد ساده کنیسرو را بندهٔ آن قامت آزاده کنی
۲
رخ نمایی و ربائی دل و گردی پنهانآدمی زاده ای و کار پریزاده کنی
۳
عمرها شد که به راه توام افتاده که توهر به عمری گذری بر من افتاده کنی
۴
گرو باده کن و رهن می ای زاهد چندفخر از خرقه، مباهات ز سجاده کنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth