خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۳۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسی ز اهل وفا گرچه از جفا کشتیبه این جفا که مرا می کشی که را کشتی
۲
برای غیر مرا کشتی آفرین بر توکه بهر خاطر بیگانه آشنا کشتی
۳
ز شادی غم من وز غم جدائی تومرا جدا و رقیب مرا جدا کشتی
۴
شدی به کشتن اغیار و کشتی از رشکمبه کشتن دگران رفتی و مرا کشتی
صفحهٔ ۱ از ۲