خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که دشنام دهی چون شنوی نام مرایک نفر نیست که آرد به تو پیغام مرا
۲
این تویی بر سر من سایه ز مهر افکندییا همایی به غلط ساخته وطن بام مرا
۳
از در رحمت اگر پرده ز رخ برفکنیصبح بی منت خورشید دمد شام مرا
۴
کیش زردشت به روی تو گرفتم تا بستکفر زلف سیهت بازوی اسلام مرا
صفحهٔ ۱ از ۳