خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا به چشم تماشا کن اشکباران راکه طعنه ها زند از قطره اشک باران را
۲
تو اهل مغفرتی ورنه کیست تانگردبه چشم فضل و ترحم گناه کاران را
۳
ز خون دیده ی من حال بود روشنز لاله دید توان تاب داغداران را
۴
پیادگان غمت سینه ساختند سپراجازتی بده آن تیغ زن سواران را
صفحهٔ ۱ از ۳