شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دهد هرچشمی به وجهی طلعت جانانه رافرق ها زینجا عیان شد کعبه و بتخانه را
۲
قطره های اشک از آن پیوسته بارم متصلتا زنم زنجیر بر گردن دل دیوانه را
۳
کنج تنهایی اگر تاریک باشد بر سرشکگو مرو کز آه روشن میکنم کاشانه را
۴
غم به صد زنجیر پیوند از دل ما نگسلدخوب خوکرده است این دیوانه این ویرانه را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth