خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مشاطهٔ زیبایی آراسته چنبرهازان سلسله تا بندد بر هر سر مو سرها
۲
در بارگهت ایدر ره یافتم از هر درتا روی رجا یکسر برتافتم از درها
۳
عشاق نزیبد عشق با غیر تو ورزیدنز آنرو که ترا تنهاست حسن همه دلبرها
۴
مهر تو برون افکند هر نکته که پوشیدیمورنه نشد این راز افسانه ی کشورها
صفحهٔ ۱ از ۳