خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غمت بر تابه ی عشقم چنان سوختکه زین سودا نه دل تنها که جان سوخت
۲
جدائی در جوانی ساخت پیرمبهارم سال ها پیش از خزان سوخت
۳
مرا دل خواست تا سوزد به کیفراز آن آتش که زد خود در میان سوخت
۴
به پیری ز آن جوانم آتشی خاستکه هم پیر از شرارم هم جوان سوخت
صفحهٔ ۱ از ۳