خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا بس شکرها از کردگار استکه یارم در بر و غم بر کنار است
۲
اگر سنگ از فلک بارد چه تشویشحضور دلبرم رویین حصار است
۳
به پای دوست نبود جز تو در دستبپای ای جان که هنگام نثار است
۴
جهان ماند به جانان زنده جاویدچو او باشد مرا با جان چه کار است
صفحهٔ ۱ از ۳