خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مژده ای دل که روز قربان استحکم از یار و کار با جان است
۲
عاشقانت چو خاک خفته به راهکه ترا باز عزم جولان است
۳
تا مگر پا نهی بر او سرهاهمه با خاک راه یکسان است
۴
والهان منتظر تماشا راهان برون آی وقت بستان است
صفحهٔ ۱ از ۳