خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روشن شب عالمی ز ماه استو ز مهر تو روز من سیاه است
۲
در راه تو دین و دل فکندیمبرخاک چه جای مال و جاه است
۳
از ما همه جان و سر فشاندنو ز جانب دوست یک نگاه است
۴
از فتنه ی فوج غمزه دل رادر سایه ی زلف او پناه است
صفحهٔ ۱ از ۳