شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۱۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سگی به از من سرگشته پاسبان تو نیستولی چه سود که رویم بر آستان تو نیست
۲
اگر چه از سر تیر تو اوفتادم دورولیک همچو ندانی که دل نشان تو نیست
۳
اگر هزار خدنگ از کفت خورم دارمهنوزحسرت تیری که درکمان تو نیست
۴
ز رشک غارت گلچین به هیچ دام و قفسشکسته بال تر از مرغ آشیان تو نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth