خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کدام دل که نه آسیمه سر برای تو نیستکدام سر که نه شوریده در هوای تو نیست
۲
اجل دوید به بالین و خوش دلم به هلاکولی دریغ که امشب سرم به پای تو نیست
۳
فلک نداد امانم که کشته ی تو شومهزار حیف که مرگم به مدعای تو نیست
۴
من آگهم تو ندانی که در فراق چه کردغمت که ساخته با ما وآشنای تونیست
صفحهٔ ۱ از ۳