خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۱۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گناه عاشق و معشوق را عقابی نیستدر این گناه بود پس دگر ثوابی نیست
۲
خطا به عهد مکن بیش از این جفا با منکه روزحشرت از آن ماجرا جوابی نیست
۳
ز دور نوش دهان تا فکنده ای دورمبه ساغرم به جز از درد غم شرابی نیست
۴
جدا فتاده لبم تا ز لعل خون خوارتسوای لخت جگر درکفم کبابی نیست
صفحهٔ ۱ از ۳