خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۱۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر به خواری خون من ریزد به خاک آستانتبه که بردارم به حسرت سر ز پای پاسبانت
۲
ور به من داری روا جوری که بر دشمن پسندیآن قدر کآید مصور دوست دارم بیش از آنت
۳
پایمردی گر کند لطف قدیمم روزگارانروی مالم بآستینت فرق سایم بآستانت
۴
با همه کین در ره ی عشق تو دادم دین و دنیاوه چه خواهم کرد با خود ببینم مهربانت
صفحهٔ ۱ از ۳