خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۱۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کس نیست کش از قصه ی دل راز توان کردشرحی ز غم دوست بدو باز توان کرد
۲
انجام ندارد خبر عشق چه پرسیاین نیست بیانی که خود آغاز توان کرد
۳
غم نیست ز بی بال و پری طایر دل راپنداشت که از قید تو پرواز توان کرد
۴
جز دل که مرا در شکن زلف تو آسودگنجشک کجا همدم شهباز توان کرد
صفحهٔ ۱ از ۳