خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۱۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم نیست دلی را که در او جای تو باشدشادی همه آنجاست که مأوای تو باشد
۲
در خلوت ما غیر تو راه دگران نیستور هست همان داعی سودای تو باشد
۳
در دیده کشم میل اگر میل تو بینمبر سینه زنم تیغ اگر رای تو باشد
۴
سایم به رهت روی و امید است که جاویدبر جبهه ی من نقش کف پای تو باشد
صفحهٔ ۱ از ۳