خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۱۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فغان که نیست مرا در دهان زبانی چندکه از معانی حسنت کنم بیانی چند
۲
کجا مجال که تا صبح حشر هر نفسیکنم ز شام فراق تو داستانی چند
۳
غم تو سوخت ریاضم به می چه خواهد ماندبه یک بهار اگر برخورد خزانی چند
۴
نه باغبان و نه گلچین مرا به داد رسیدبه سینه ماند همان حسرت فغانی چند
صفحهٔ ۱ از ۳