شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۱۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عقل را گیسوی لیلی طلعتان مجنون کندبا دل مجنونم این زنجیر یارب چون کند
۲
تا به گونا گون بسوزد روز هجر این دل مرادر شب وصلم به عمد الطاف گوناگون کند
۳
با کمال تنگدستی منت ایزد را که عشقهر دمم زین اشک و رخ چون سیم و زر قارون کند
۴
کید اندازد نقاب از رخ یکی خورشیدوارپرتو مهرش زمین را خجلت گردون کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth