خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۱۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به بزمم دوش حورا پیکری بودکه هر عضوش به فردوسم دری بود
۲
در آن مستی ندانستم سر از پایکه در سرم نهان با وی سری بود
۳
دلی بگرفت و صد جانم عوض داددرین سودا عجب سودآوری بود
۴
نکردی ترک بالفرضش ز آغازدر امکان ممکن ار زین بهتری بود
صفحهٔ ۱ از ۲