شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۱۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به مینو منظری دوشم سری بودکه جنات از جمالش مظهری بود
۲
دل از دستش نیارستم ستادنکه زین مشکل مرا مشکل تری بود
۳
مسلمان زاده ی این مایه بی باکغریب اسلام دعوی کافری بود
۴
ز درد امروز اگر نالم عجب نیستکه دل را هر نگاهش خنجری بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth