خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۲۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شب از یاد زلف و طره ی یارپر بود بسترم ز عقرب و مار
۲
دل ز مژگان و سینه ام ز ابرویهمه شمشیر بار و پیکان زار
۳
زیر و بالا بلند و پست نگرخال و خطش قرین زلف و عذار
۴
خال مشکین و چهر گلشن سیرزلف پرتاب و خط سوسن سار
صفحهٔ ۱ از ۳