خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۲۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنگر به تیره روزی من در شمار هجرنوری فشان ز وصل به شبهای تار هجر
۲
تا چند به زنجیری و با صیقل وصالز آیینه ی دلم ننشانی غبار هجر
۳
مرغان به باغ نغمه سراسر خوش از وصولتبدیل کند تو هم به گل وصل خار هجر
۴
شنعت مران به نقص کفایت همی مراگر بستم از وثاق وصال تو بار هجر
صفحهٔ ۱ از ۳