شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۲۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا که نیست به جز خون دل شراب دگربه جز جگر به کف آرم چرا کباب دگر
۲
به سیل ها نشود زرع تشنگان سیرابمرا به ابر دگر حاجت است وآب دگر
۳
نتافت پنجه شه دست بی حساب ترابپاست عهد ترا لاجرم حساب دگر
۴
رسید پیری و شرح غمت نگشت تمامشدی دریغ میسر اگر شباب دگر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth