خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۲۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به پاس عشق مرا هردم از وفای دگرتلافی از تو نزد سر به جز جفای دگر
۲
مرا به ضربت دیگر بکش چو زخم زدیعنایتی کن و لازم شمر عطای دگر
۳
به بی وفایی و بد عهدیم سمر کردیهنوزم از تو بود خوف افترای دگر
۴
گرم به جز تو صنم بوده دیگری معبودبه کیش عشق پرستیده ام خدای دگر
صفحهٔ ۱ از ۳