خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۲۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به پای تا سر تسلیم سودمت برخاکگرفت پایه ی من دست برتری ز افلاک
۲
سرت به پای نهم تا مگر به دست گریمکنی زگونه ی زردم سرشک گلگون پاک
۳
به ناز و قهر و عتاب از تو برنتابم رویولا اتکاء بغیرک و ما ارید سواک
۴
نه با زلال وصالم به عذب کوثر شوقنه در عذاب فراقم ز تاب دوزخ باک
صفحهٔ ۱ از ۳