شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۲۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنان خیال تو انگیخت چاره در نظرمکه هر طرف نظر آرم ترا همی نگرم
۲
شدی به روی چو درهای شادمانی بازچو صبح عید شبی گر درآمدی ز درم
۳
مرا به دیده و لب دگر اشک و آه نماندشرار آتش عشق تو سوخت خشک و ترم
۴
مپرس حالت من کزغمت به روز سیاههزار بار ززلف تو دل شکسته ترم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth