خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۲۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل امشب چاره هجران به مردن می کنمآخر این دشوار را آسان به مردن می کنم
۲
عشق را درمان به هجران هجر را درمان به صبرکردم اینک صبر را درمان به مردن می کنم
۳
دوست فرمانم به هجران داد و هجرانم به مرگناگزیر امضای این فرمان به مردن می کنم
۴
هر دم از نو بهر ما اندیشه آزاری چرانفی این غم از دل جانان به مردن می کنم
صفحهٔ ۱ از ۳