شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۲۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
راندی آخر چون سگ از درگاه خود با خواریممرحبا! دادی عجب پاداش خدمتکاریم
۲
از توام جز حسرت و بیگانگی حاصل نرستخوب آوری به جا شرط وفا و یاریم
۳
مشکلم زاری نکرد آسان به حکم آزمونغمزه‌ات خون‌خوارتر شد هر دم از خونباریم
۴
نازم آن دل کز غرور و قهر و نازت کم نشدهر چه دیدی بیشتر عجز و نیاز و زاریم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth