شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۳۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا خوشتر ز جام عشق خوناب جگر خوردنکه چون شیر از لب شیرین به شیرینی شکر خوردن
۲
چنان بر من گوارا نیست حلوای ترش رویانکه زهر قاتل از دست ای شیرین پسر خوردن
۳
مرا زد بر دل از تیر نظر زخمی که بس کاریندارد مرهم الا زآن کمان تیر دگر خوردن
۴
دریغا چشم گل چیدن مرا بود از گلستانیکه بارش نیست الا خار حصرت بر جگر خوردن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth