خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الهی نفس را من چاره نتوانم تو یاری کنسزاوار عذابم رحمتم بر شرمساری کن
۲
به زیبائیت از رسوائیم چیزی نیفزایدبه ستاری خود بر زشتی من پرده داری کن
۳
گناهی کش به محشر نیست ره کردیم و جا داردبه استغنای خویش از بیش و کم آمرزگاری کن
۴
کمالات تو بی پایان جهان نقص ما بی حدبه جاه و عزت خویشم نظر برفقر و خواری کن
صفحهٔ ۱ از ۳