شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۳۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در کیش عشق گرنه مرض شد شفای مندرد تو پس چراست نکوتر دوای من
۲
آنجا که ما به رد و قبول آزمون شدیمبالای دل فریب تو آمد بلای من
۳
خونم ترا بحل که همان دست رنج توافزون بود هزار ره از خون بهای من
۴
شادیم با غم تو ولی ترسم آسماننگذارد از حسد که شود آشنای من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth