خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در تب و تیمار هجر همچو پر کاهروی به دیوار حسرتم گه و بی گاه
۲
شرم و غرور و تغافل این همه تا چندکاش نمی کردمت ز عشق خود آگاه
۳
روز به روزت جفا و ناز فزون شدرحم ندارد مگر به سخت دلت راه
۴
چشم وفا هر که داشت از تو جفا دیدآمده از روی طوع و رفته به اکراه
صفحهٔ ۱ از ۳