خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو اختیار به دست من و تو داد الهدرین میانه من ار بد کنم ترا چه گناه
۲
به ذره ذره عالم چو بنگری نگریز شر و خیر در آنها نهاده اند دو راه
۳
چو باطل از جدل آید پدید و حق به مثلبه صد شناخت توان جا به جا سفید و سیاه
۴
چه بحر عالم امکان چه بر عرصه کونرهی رود به کلیسا رهی به بیت الله
صفحهٔ ۱ از ۴