شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۳۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دور چون با من رسید از بیخودی ساغر شکستیغم مخور ساقی به جان معذور داریمت که مستی
۲
پرده از رخ بر زدی و ز غیرت آن زلف و عارضپرده ی دل ها دریدی رشته ی جان ها گسستی
۳
دام زلف و دانه خال ار بدیدی شیخ شهرتسبحه بگسستی ز گردن بر میان زنار بستی
۴
هندوی خال ترا داریم حیرت کز چه یا ربخیمه زد در صحن جنت کافر آتش پرستی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth