شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۳۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش مرا در غم تو همدم و هم رایآه سبک خیز بود و اشک گران پای
۲
تا سحر از سینه خاست آه فلک سوزتاکمر از دیده ریخت اشک شمرزای
۳
مقروح افتاد هم زگریه مرا چشممجروح افتاد هم ز ناله مرا نای
۴
گاه به خاکم نشست اشک زمین سیرگه به سپهرم گذشت آه فلک سای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth