خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نبود و نیست ترا جز جفای من کاریز حسن خویش چه دیگر برای من داری
۲
گلم نبود تمنا از آن دریغ خورمکه نیست بهره ازین گلشنم به جز خواری
۳
هنوزم از تو مداوا نگشته درد نخستنهی به روی دل از درد دیگرم باری
۴
به بزم می تو اگر غایبی مرا چه حضوررقیب اگر چه به رحمت نواز دم باری
صفحهٔ ۱ از ۳