شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۳۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یار از رخ نکرده جلوه گریهست دل را خیال پرده دری
۲
کردی انکار حسن شاهد مانیست این جز گناه بی بصری
۳
روی از این در به درگه که کنمکه مرا نیست خوی دربدری
۴
وقت شد کز رخم بشویی گردخاک بیزی بس است و خون جگری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth