خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد مرا عمر در وفا سپریتو هنوز از جفا نگشته بری
۲
مرغ این باغ را چه سودا خاستکه کند جای نغمه نوحه گری
۳
گشته رسوای روی او چه کنمگل نداند ورای پرده دری
۴
جهد کردم که دل بدو ندهمآدمی دست چون برد ز پری
صفحهٔ ۱ از ۳