شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۳۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کنون که نام من از سلک دوستان نبریچه می شود که ز سگ های آستان شمری
۲
بتی به جای تو در جان و دل ندارد جایوگر شوند مرا جن و انس حور و پری
۳
ز اشک شامگهی کار ما به کام نشدهم از خدات بخواهم به ناله ی سحری
۴
به چشم خلق چه حاصل ز پرده داری ماچنین که چهر تو دارد بنای پرده دری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth